تبليغاتX
..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. ..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::..
 

ولتونم مبارک....

ها چیه...به ما نمیاد..ولی نداشتیم که ولنتاینی داشته باشیم که بعدشم مبارکش بشه

این عکسو از پنجره اتاقم گرفتم...داشت برف می امد..پارکه...

امتحانا تموم شد...و من مشروطتمهیچ دلیلی برا قبول شدن ندارم

میگن گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه اخه...

و من زندم...دارم نفس های عمیق عمیق میکشم..من نمیدونم اینا چه ربطی به شما داره دارم میگم

این روزا کلی رومان میخونم..هر روز یکی...چه شوداگه رومان درخاستی دارین بگین بخونم

من چرا...!!

اه اه......بیرون بودم تو خیابون یه خانمو دیدم که دستشو تا ارنج کرده بود تو دماغش.(ماشاالله دماغ نبودکه..!۱).امدم به داداش گفتم..تا شاید نتونه غذا بخوره..ولی بدتر..برگشت یه چیزای گفت که حالم بد تر شد ..دفک کنم تا یه هفته نمیتونم غذا بخورممممممم

قالبم عوض شدش..دسته میثمی درد نکنه..مرسی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 22:23 توسط مهساییییییی |

ایییی درد بی درمون هر چی نوشتم رفت کوفتت بشههههه

۲ ساعته دارم تایپ میکنم همش پریدای مرضضضضضضضضضضضض

میدونین چغذه انتظار کشیدم تا این روزه مبار و فرخنده و خجسته ولذت بخش و میمون وبابا جیگرر بیاد...تا کادوهامووو بلگیرمممممممم

 

۱.تولد اتی جونم مبارک..۱۶ دی

۱.تولد نوشینم مبارک ۲۵ دی

۱.تولد خودمم که مبارک تره

خوب حالا بریم سره خونه زندگیمون...آدم هیچ وقت تو کلا س ۴۰ نفره که همشونم پسره الا ۵ تادخمل صندلی دوستشو با پا نمیکشه که دوستش بخوره زمین تا همه هر هر کرکر بهش بخندناین چه کاریییییییییییییییییه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

یکی نیس به من بگه اخه دخمل خوب ...چرا خودکاریو که نمی نویسه درش میاری فوتش میکنیتا اونم فوتونده شه رووووووووووووو...اصلا من کی می خوام...........!!

امتحانا امدن..جزوه ها مثل غول بهم زول زدن هیشی نخوندممن دارم از فکرو خیال خفه کشته میشمهمیشه این مشکلو دارم..واییییییییییییی...چیکا کنم.....؟

 

 نمیدونم چرا این کامنت دونیم خرابیده بودولی با تلاشهای مکررر خودمممم درستش کردم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 12:23 توسط مهساییییییی |

چغذه دیر کردم ..؟
بگم الهی این بلاگفا چی بشه...این شکلکا کُشن پسسس....؟

اصلا درس نمیخونم .......!!

نمیدونم چرا؟؟
بازم میخوام مشروط شم ولی نمیشم...اینم یه جورشه...

حالم از جمعه ها به هم میخوره با اون استادش..اه اه خیلی خشنهه حتی خشن تر از من فکروشو بکن..واییییییییییییییییییییییی...یه چیزی تو مایه های لولو خورخوره...نه فک کنم بچه دوزده..(چه ربطی داشت..)

هیچی از امسال سر در نیاوردم...(حالا مگه کی سری در اوردم که این دوومیش باشه...)

واییییییی گوشم رفت..نزا بره.....
مگه این اقاهه گذاشت یه 20 مین تو ماشین زندگی کنیم..وای انغذه خرو پف کرد که نگووووووو ...دهههههههههه..منم عکسو انداختم..البته به کمکه نوشین....جا داره از یوشونم کمال تشکرو به جا اورده شوم که بوده استم....کلی خندیدم یادش خوش بوده است.






کمیلم رفت..اَ ه اَه چقدر سرد .....دوست نداشتم بره...کاش دوباره برگرده...

خیلی از دوستام رفتن حال فهمیدم من چغد با معرفتمم....!!



روزه دانشـــــــــــجو هـــــــــم پیشاپیش تـــــــــــبریک..!!

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 22:44 توسط مهساییییییی |

 

سلام یچه ها وبم توسط یه بچه دهاتی هک شده بود که البته از بس نفهمه دهاتی.. بود که اقده کامنت داشته همه کامنتاممو پاک کرد ولی خدای همشو خونده بودمااااااااااااا .........اخه من چه به شعرو شعور اینجارو کرده بود پره شعر..و چرتوپرت...بچه دهاتی...

تولد وبلاگم مبارک فک کنم شد سه ساله....................!!

سلام... چطورین شما...؟!؟!

فک کنم این سومین ماه رمضونیه که امده تو وبلاگم...

واینم اولینباریه که من این مدلی اپ میکنم....

هیچ دلیله خَصی نداره...!!!

کلاسا شرو ع شده منم صبح تا شب با این 21 وواحده کُفتی دارم سرو کله میزنم...

فیلمای ماه رمضونی رو دوست ندارماِلا این میوه ممنوعه شخصیته جلال....

از اینکه بعضی وبلاگا پیدا شده که از وبم کپی میگیرن خیلی ناراحنم...اخه من عاشقه این خراب شدم..جماعت میرن عاشقه یه ادم شایدم یه موجود دوپا میشنمنه خیره سرم عاشقه وبم شدمنوبره والا.....همون انرژی با همون سرو صداها ...تو وجودم هستاااولی نمیدونم چرا الان هوس کردم این مدلی آپ کنم...برمیگردم....اینم برا خودش عالمی داره.........

 

 

 شهادت موالارم به همگی تسلیت میگم.......

اینم اشکان عشقه من.....انغذه دوس دارمممممممممممممممممم...

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 13:13 توسط مهساییییییی |

 سیلاممم از نوع اینطوری..والا ....ده بیا تو چیکار داری چه طوری...همینی که گفتم

من ناراحتم...چلا...

۱-بابام نمیزاره برم گواهیناممو بگیرم..میگه همینمون مونده تو گواهینامتو بگیری تو همینطوریشم از دیواره راست میری بالا....یکی نیس بگه کی من این کارو کرد.

۱-بیکارم یعنی .(چه ربطی داشت )....حالا خودتون یه ربطی بدین دیگه..والا

۱- میخوام قالبو عوض بنمایممم.(این یه نوع بیکاریه)

۱-شاید بعد این اینطوری اپ کردم

۱- امروز مامان هول کردم از چهار پایه با کله تشریف اوردن پایینیکی نیس بگه اون بالا رفتی چیکار

۱-میخوام برم کلاس زبان...ولی نمیخوام برم..نه میرم...شایدم نرفتم

۱- من هر روز میرم دندون ژلشکی....بیچاره این دکتره..میدونم خیلی اذیتش میکنم

یًک سرو صدای را میندازم اونجابعدن میگم ..باز تو فضولی کردی

برو کنارررررررررررر مگه با تو نیسمممممممممممممممممم ..مگه نمیبینی من دارم میتشریفم

فش میدییییی ()خف من رفته بودم مسافرت...قبلشم امتحانات بود قبل اونم داشتم تحقیق محقیق ردیف میکردمقبلشم اردو بودم قبلشم که در خدمت بودیم(ای مرگ بر این دانشگاه........بگو مرگ بر سهیونیست)

چیزه خوبین شماااااااااا من یکی کلا خوبم..خدای دلم خودمم براتون تنگیده بود شما هارو نمیدونم ولی خودم موریدم از دل تنگی...

 

                                          

این چه کاری خوب

میگما داداش هم  چیزه خوبیهبرا ادم کلی خرید میکنه

من اصلا از نمراتم خفر ندارم میدونم این سری صد در دیویستو پنجاه مشروط هسممممممم

اخه نوخوندم بوده خواهم بوده است

یکی برام اب قندون بیاره

مسافرت خوش گذشت جاتون خال خالی و نقته چین

اردو هم جالب بود فقط بچه ها یه نمه اذیت شدنمن کاری نکردم.........فقط وقتی میخواستن بخوابن نمیزاشتم بخوابن یه لیوان اب میریختم روشون....چرا می چب چب مینگاهی...تقصیره خودشونه ده بیااااااااااااااااااااااااااااااا

من اصلا با این اخوند که مارو برد اردو عهد بسته بودم که همه بچه هارو بشب زنده دارونم.....یعنی شب زنده داری کنن

من هر وقت میرم مسافرت ساکمو یا گم میکنم یا جا میزارم....

دیگه چی بگممممم....

امروز از صب دارم سگا بازی میکنمبا فاطی گیسو گیس کشی راه انداخته بودیم

مگه بلد نیسی بازی کنی ده بیا

                                 

 

 به جان خودم من زندم نه مردم

جواب همه ایمیلارو دادم...البته اونای که جوابشونو باید میدادم

                                                  

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 20:23 توسط مهساییییییی |

اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..


در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...



Home
Email